معنی صرح ممرد
7 بازدید
[ صَ حِ مُ مَ رْ رَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) قصر رخشان و ساده و هموار. (آنندراج). || کنایت از فلک است. (غیاث اللغات) (آنندراج): گفتی که صرح ممرد است یا جوشن مزرد. (سندبادنامه ص ۱۲۱). و شعوری در لسان العجم آن را صرح ممدد ضبط کرده است.
کلمات همقافیه با «صرح ممرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر