معنی صرامت

معنی صرامت

5 بازدید
[ صَ مَ ] (ع اِمص) جلادت. (تاج المصادر بیهقی). دلیری و چالاکی. (از منتهی الارب). دلاوری. (غیاث). شجاعت. جلدی. || (مص) قطع کردن. (غیاث از صراح). بریدن. (غیاث از صراح). || (اِمص) بزرگی. (غیاث از مجموع اللغات): و این صاحب وزیری بود سخت قوی و متمکن و با رای و تدبیر و صرامت. (ص ۱۶۶ فارسنامهٔ ابن بلخی). او در ملابست آن منصب آثار حصافت و دلایل صرامت ظاهر گردانید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۷۷). اونک خان چون رای و رویت و شجاعت و فر و هیبت او می دید از صرامت و شجاعت او تعجب می نمود. (جهانگشای جوینی). چه توسن روزگار در زیر ران سیاست و صرامت او ذلول شود. (جهانگشای جوینی). و بشهامت و صرامت از اکفا و اقران مستثنی و ممتاز. (جهانگشای جوینی). و مقالید ملک در پنجهٔ صرامت و کفایت او می نهم. (جهانگشای جوینی).

کلمات هم‌قافیه با «صرامت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید