معنی صدرنگ
9 بازدید
[ صَ رَ ] (ص مرکب) رنگارنگ. ملون. و صد در بیت زیر افادت تکثیر کند: جامهٔ صدرنگ از آن خمّ صفا ساده و یکرنگ گشتی چون ضیا.مولوی.
کلمات همقافیه با «صدرنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر