معنی صحنک
7 بازدید
[ صَ نَ ] (اِ مصغر) طبق کوچک و رکابی و آن تصغیر صحن است که طبق بزرگ باشد. (غیاث اللغات): بی مغز قشریان که همه مقتدا شدند چون صحنک غلافی چینی نما شدند. نصیرای بدخشانی (از آنندراج). و رجوع به صحن شود.
کلمات همقافیه با «صحنک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر