معنی صبیرة
8 بازدید
[ صَ رَ ] (ع اِ) نان تُنُک و جز آن که بر آن طعام برآرند. || خوان.[ صُ بَ رَ ] (ع اِ) ابوصُبَیْرَة؛ مرغی است سرخ شکم و سیاه پشت و سر و دم. (منتهی الارب).[ صُ بَ رَ ] (ع اِ) زمین سخت مشرف است که نرویاند چیزی را و آن جانبی از کوه است. || (اِخ) موضعی است. (معجم البلدان). || الصبیرة؛ موضعی است در شام و آن جز صنبرة است.
کلمات همقافیه با «صبیرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر