معنی صبیر
7 بازدید
[ صَ ] (ع ص) شکیبا. || پذرفتار. (منتهی الارب). پایندان. (مهذب الاسماء). || معتمد قوم در امور ایشان. (منتهی الارب). || (اِ) ابر سپید. (مهذب الاسماء). || ابر سپید یا ابر سطبر بالای ابر پاره یا ابر توبرتو یا پارهٔ سپید متفرق و پریشان. ج، صُبر. || نان تنک پهناور و مانند آن که بر آن دیگر مأکولات نهند. هر چه بر آن طعام عروسی برآرند. || خوان. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صبیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر