معنی صبیان
8 بازدید
[ صَ بَ ] (ع اِ) تثنیهٔ صباست. (منتهی الارب).[ صِ ] (ع اِ) قسمی شپش که در مژگان پدید آید و آن غیر قردة و غیر قمقام است که آن دو نیز در مژگان پدید شوند. این شپش سخت خرد و سپید باشد و اندر بن مژگان پیدا شود. (از ذخیرهٔ خوارزمشاهی نسخهٔ خطی کتابخانهٔ مؤلف). ظاهراً این کلمه صئبان است، جِ صؤابه. رجوع به صؤابه شود.[ صِ ] (ع اِ) جِ صبی است. (ترجمان علامهٔ جرجانی) (منتهی الارب) (غیاث اللغات). در غیاث آرد: بضم نیز آمده است. - نصاب الصبیان؛ منظومه ای است در لغت عربی به فارسی تألیف ابونصر فراهی.[ صُ بْ بیا ] (اِ) جِ صُبّی. رجوع به صبی و صابئین شود.[ صَ بی یا ] (ع اِ) تثنیهٔ صَبی. دو کنارهٔ زنخ.
کلمات همقافیه با «صبیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر