معنی صبوزه
8 بازدید
[ صَ زَ/ زِ ] (ص) مخنث پلید بود (؟): مادرش گشته سمر همچو صبوزه بجهان از طراز اندر تا شام و ختن تا در زنگ. قریع (از لغت فرس اسدی). و رجوع به صبورة شود.
کلمات همقافیه با «صبوزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر