معنی صبور پارسی
6 بازدید
[ صَ رِ ] (اِخ) شاعری است. منوچهری از او بدین بیت یاد کند: در خراسان بوشعیب و بوذر آن ترک کشی و آن صبور پارسی و آن رودکی چنگ زن.
کلمات همقافیه با «صبور پارسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر