معنی صبغاء
7 بازدید
[ صَ ] (ع ص) گوسپند سپیددنبه یا سپید طرف دنب. (منتهی الارب). گوسپندی سر دنبال سپید. (مهذب الاسماء). || (اِ) درختی است که در ریگزار روید، بمانند ثمام است و میوهٔ آن سپید. (اقرب الموارد). گیاهی است ضعیف مانند ثمام ریگستانی سپیدبار. (منتهی الارب). || دسته و شاخی از گیاه بدانجهت که فوقانی آن که در آفتاب است سبز و تحتانی آن که زیر سایه (است) سپید (باشد). (منتهی الارب).[ صَ ] (اِخ) ناحیتی است به یمامة. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «صبغاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر