معنی صبحگاهی

معنی صبحگاهی

6 بازدید
[ صُ ] (ص نسبی) منسوب به صبح : چون شمع صبحگاهی و چون مرغ بیگهی الا سزای کشتن و گردن زدن نیند.خاقانی. تابندهٔ آن چراغ شاهی جستش به چراغ صبحگاهی.نظامی. گویندهٔ حجت الهی و آرندهٔ سر صبحگاهی.نظامی. نالید چو مرغ صبحگاهی روزش چو شبی شد از سیاهی.نظامی. ز شب چندان توان دیدن سیاهی که برناید فروغ صبحگاهی.نظامی. ای چشمهٔ خضر در سیاهی پروانهٔ شمع صبحگاهی.نظامی. سبک باش ای نسیم صبحگاهی تفضل کن بدان فرصت که خواهی.نظامی. خلیفت وار نور صبحگاهی جهان بسته سپیدی از سیاهی.نظامی. ریاحین بخش باغ صبحگاهی کلید مخزن گنج الهی.نظامی. ندانم کرد خدمتهای شاهی مگر لختی سجود صبحگاهی.نظامی. وگر این شب درازم بکشد در آرزویت نه عجب که زنده گردم به نسیم صبحگاهی. سعدی. همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی به پیام آشنایان بنوازد آشنا را.حافظ. بخدا که جرعه ای ده تو به حافظ سحرخیز که دعای صبحگاهی اثری کند شما را. حافظ. دانم دلت ببخشد بر عجز شب نشینان گر حال بنده پرسی از باد صبحگاهی. حافظ. من و شمع صبحگاهی سزد ار بهم بگرییم که بسوختیم و از ما بت ما فراغ دارد. حافظ. خوشش باد آن نسیم صبحگاهی که درد شب نشینان را دوا کرد.حافظ. و رجوع به صبحگه شود.

کلمات هم‌قافیه با «صبحگاهی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «هی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید