معنی صبحسوزی
6 بازدید
[ صُ ] (حامص مرکب) افروختن صبح : یا آه عاشق بود خود بر صبح سوزی نامزد کان تیر آتش پاش زد بدْرید خفتان صبح را. خاقانی.
کلمات همقافیه با «صبحسوزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر