معنی صاف گردیدن
8 بازدید
[ گَ دی دَ ] (مص مرکب) پاکیزه شدن. روشن شدن. تزهلق.
کلمات همقافیه با «صاف گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر