معنی صاف و پوستکنده
8 بازدید
[ فُ کَ دَ / دِ ] (ص مرکب، از اتباع) صریح. آشکارا. روشن. بی کنایت. صاف و ساده. بی پرده. و رجوع به صاف و ساده شود.
کلمات همقافیه با «صاف و پوستکنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر