معنی صافی شدن

معنی صافی شدن

9 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) پاکیزه شدن. بی غل و غش شدن. نقیض کدر شدن : تا روی به جنبش ننهد ابر شغبناک صافی نشود رهگذر سیل ز خاشاک. منوچهری. از این گونه تضریبها میساختند تا دل وی بر ما صافی نمیشد. (تاریخ بیهقی). و بدین تحفظ و تیقظ اعتقاد من در موالات و مؤاخات تو صافی تر شد. (کلیله و دمنه). که لئیمان در جفا صافی شوند چون وفا بینند خود جافی شوند. مولوی. || مسخر شدن. بی منازع شدن. مستخلص شدن : آن پادشاهی همه بگرفت و آن دهها که ویران بود همه آبادان کرد [اردشیر] و برابر مداین شهری بنا کرد و به پارس بازآمد و به اصطخر نشست و آن پادشاهی و آن ممالک او را صافی شد... (ترجمهٔ طبری). عبداللََّه پسر خویش محمد را در هرات امیر کرد و به مرو باز شد و همهٔ خراسان او را صافی شد و این سال شصت وپنج بود... (ترجمهٔ طبری). و بشار را بکشتند و بست و سواد آن، صالح بن النصر را صافی شد. (تاریخ سیستان ص ۱۹۲). چون وقت نماز پیشین بود درهاء حصار بگشادند و شهر امیر طاهر را صافی شد. (تاریخ سیستان ص ۳۴۹). و حسن امارت بگذاشت و پادشاهی معاویه را صافی شد. (تاریخ سیستان ص ۹۰). چون عبداللََّه زبیر بر تخت خلافت بنشست -رضی اللََّه عنه - به مکه، و حجاز و عراق او را صافی شد. (تاریخ بیهقی ص ۱۸۶). خبر فتح مکران آوردند و صافی شدن این ولایت. (تاریخ بیهقی ص ۲۴۰). وی [سبکتکین ] بدان وقت که به بست رفت و بایتوزیان را بدان مکر و حیلت برانداخت و آن ولایت وی را صافی شد. (تاریخ بیهقی ص ۴۵۸). تا همگنان را برداشت [اردشیر] و جهان او را صافی شد. (فارسنامهٔ ابن بلخی ص ۱۹). بر وی جمع شدند و تابع او گشتند و پادشاهی (او را) صافی شد. (مجمل التواریخ و القصص). همهٔ خراسان و ماوراءالنهر بر امیر سعید صافی شد. (تاریخ بخارا ص ۱۱۲). و رجوع به صافی شود.

کلمات هم‌قافیه با «صافی شدن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید