معنی صارلی
6 بازدید
(اِخ) یکی از فرقه های کرد است در جنوب موصل که عبادات و عقاید آنان سرّی است و کسی را بر آن وقوف نیست. گویند کتاب ایشان به پارسی است و آثاری از دین باستان ایران و عقاید غُلات در آن دیده میشود. این طائفه خود را از نسل عشیرهٔ کاکه میدانند که از کرکوک بدانجا هجرت کرده اند. و جماعت کاکه را نیز آئینی مرموز است و با علی اللهیان نسبت تام دارند. گویند وجه تسمیهٔ این طائفه به صارلی آن است که روحانیون ایشان بهشت را به مردم طائفه می فروختند و چون کسی بدینسان بهشت را مالک میشد میگفت: صارت لی الجنة؛ یعنی بهشت از آنِ من گردید. (تاریخ کرد رشیدیاسمی صص ۱۲۴ -۱۲۵).
کلمات همقافیه با «صارلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر