معنی صادقپاشا
6 بازدید
[ دِ ] (اِخ) رجوع به محمود صادق افندی شود.[ دِ ] (اِخ) مؤید. از خاندان آل عظم است در شام. وی در جیش عثمانی فریق اول بود و از جانب دولت به نمایندگی به کشور بلغار و نیز از طرف سلطان عثمانی به سفارت حبشه رفت. وی مشاهدات خود را در این سفر و همچنین تاریخ حبشه را در مجموعه ای گرد آورد و آن را «رحلةالحبشة» نامید. این سفرنامه به لغت ترکی است و قسمتی از آن را جمیل بک العظم ترجمه کرده است. صادق پاشا بسال ۱۳۲۸ هـ . ق. درگذشت. (معجم المطبوعات ج ۳ ستون ۱۱۸۲ و ۱۳۴۲).
کلمات همقافیه با «صادقپاشا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شا» برای سرودن شعر