معنی صاخد
8 بازدید
[ خِ ] (ع ص، اِ) خرمابن تنهاگانهٔ (؟) پوست رفته. (منتهی الارب). || حَرٌّ صاخدٌ؛ گرمای سخت. || واحدٌ فاحدٌ صاخد؛ از اتباع است. (منتهی الارب)؛ یعنی تنها و ناتوان و بی برادر و فرزند. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «صاخد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خد» برای سرودن شعر