معنی صاخة
7 بازدید
[ خَ ] (ع اِ) آماسیدگی استخوان از گزیدگی یا کوفتگی که اثر آن باقی باشد. || داهیه. بلا. (منتهی الارب). و رجوع به صاخ شود.[ صاخْ خَ ] (ع ص، اِ) آواز سخت که گوش را کر کند. || قیامت. || بلا و سختی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صاخة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خة» برای سرودن شعر