معنی صاحبطرف
4 بازدید
[ حِ طَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) مرزبان. سرحددار. کنارنگ : و مرزبان صاحب طرفان را خوانده اند... (مجمل التواریخ و القصص). و هنگام حرکت جماعتی از صاحب طرفان که بر سبیل نوا موقوف بودند. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «صاحبطرف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رف» برای سرودن شعر