معنی صاحبرصد
8 بازدید
[ حِ رَ صَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) آنکه از رصد آگاه باشد و شعوری از شرفنامه نقل کند که او اول حکیمی است که در قلهٔ کوهی به ارتفاع هفتصد ذرع نشسته و در طلوع و غروب سیارات و ثوابت مطالعه می کرد -انتهی.
کلمات همقافیه با «صاحبرصد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صد» برای سرودن شعر