معنی صاحبرام
6 بازدید
[ حِ ] (اِخ) شاعری است و مؤلف صبح گلشن گوید وی از کایتهان لکهنوست، سخن سنج فارسی وارد و در تاریخ گوئی ملکه ای داشت و در عهد سلطنت غازی الدین حیدر ملقب به شاه زمن و نصیرالدین حیدر سلاطین ملک اود علم شهرت می افراشت. در تاریخ وفات غازی الدین حیدر پادشاه که در مقام نجف به شهر لکهنو مدفون است میگوید: چون رفت شه زمن ز دنیا ماتم دل خاص و عام بگرفت از روی بکا و آه گفتم حیدر به نجف مقام بگرفت (۱۲۴۳ هـ . ق.). و تاریخ فوت میر سرفراز علی را چنین گفته: بهر آن سرفراز محفل دین جام رحمت ز فیض لم یزلی است گفت هاتف به سال تاریخش به جنان جای سرفراز علی است (۱۲۳۹ هـ . ق.). و سال بنای چاه ظفرالدولة معظم الملک فتح علی خان بهادر هیبت جنگ محافظ خزانهٔ شاه اود که از آثار مشهورهٔ شهر لکهنو است چنین برآورده: از فتح علی خان که در این نام مبارک تاریخ بنای چه نو گشت نمایان از عالم غیب آمده آواز به گوشم برجاست که تاریخ بود فتح علی خان (۱۲۴۹ هـ . ق.). (صبح گلشن ص ۲۴۰).
کلمات همقافیه با «صاحبرام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر