معنی صاحبدیوان رسالت
8 بازدید
[ حِ دی نِ رِ لَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) آنکه دیوان رسالت پادشاه دارد و نامه های او نویسد. دبیر. رئیس دفتر: از حدیث حدیث شکافد. ذوالریاستین که فضل بن سهل را گفتند و ذوالیمینین که طاهر را و ذوالقلمین که صاحب دیوان رسالت مأمون بود قصهٔ دراز بگویم. (تاریخ بیهقی ص ۱۳۵). گفت: [ حضرت رضا ] یا امیرالمؤمنین فضل سهل بسنده باشد که وی شغل کدخدائی مرا تیمار دارد، و علی سعید صاحب دیوان رسالت خلیفه که از من نامه ها نویسد. (تاریخ بیهقی ص ۱۳۷). خواجه عمید ابوسهل که صاحب دیوان رسالت است در روزگار سلطان بزرگ ابوشجاع فرخ زاد... (تاریخ بیهقی ص ۱۳۹). و به روزگار وزارت خواجهٔ بزرگ عبدالرزاق دام تمکنه صاحب دیوان رسالت وی بود. (تاریخ بیهقی ص ۱۵۳). و جملهٔ خواجه شماران و اعیان و صاحب دیوان رسالت... همه آنجا آمدند. (تاریخ بیهقی ص ۱۸۰). امیر مسعود رضی اللََّه عنه خلوتی کرد با وزیر خواجه احمد حسن و بونصر مشکان صاحب دیوان رسالت. (تاریخ بیهقی ص ۲۱۷). و خواجهٔ بزرگ و عارض و صاحب دیوان رسالت نیز بنشستند. (تاریخ بیهقی ص ۲۲۲). و خواجهٔ بزرگ و عارض و صاحب دیوان رسالت به غزنین ماندند. (تاریخ بیهقی ص ۲۶۰). و سلطان و خواجهٔ بزرگ و بونصر صاحب دیوان رسالت خالی کردند و احمد را بخواندند... (تاریخ بیهقی ص ۲۷۰). وزیر و عارض و صاحب دیوان رسالت و ندما حاضر آمدند. (تاریخ بیهقی ص ۲۷۶). اگر من که صاحب دیوان رسالتم و مخاطبات به استصواب من میرود او را این نبشتمی کس بر من عیب نکردی. (تاریخ بیهقی ص ۳۹۷). و صاحب دیوان رسالت را پیغام داد بر زبان عراقی. (تاریخ بیهقی ص ۴۱۳).
کلمات همقافیه با «صاحبدیوان رسالت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لت» برای سرودن شعر