معنی صاحبدرنگ
6 بازدید
[ حِ دِ رَ ] (ص مرکب) صبور. شکیبا. متحمل : دولتیی باید صاحب درنگ کز قدری بار نیاید به تنگ.نظامی.
کلمات همقافیه با «صاحبدرنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر