معنی صاحبدرب
5 بازدید
[ حِ دَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) ظاهراً بمعنی مرزبان حاکم و یا رئیس باشد: و به نزدیک قشمیر رسیدند، چنگی بن سمهی که صاحب درب قشمیر بود به خدمت پیوست چو دانست که با افراط بأس و هیبت شمشیر او جز اسلام و استسلام چاره نیست. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۰۹).
کلمات همقافیه با «صاحبدرب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رب» برای سرودن شعر