معنی صاحبخراج
5 بازدید
[ حِ خَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) خراج ستان. شاه : خواجه صاحب خراج کون و مرا از زکاتش نصاب دیدستند.خاقانی. بر در فقر آی تا پیش آیدت سرهنگ عشق گوید ای صاحب خراج هر دو گیتی اندرآ. خاقانی.
کلمات همقافیه با «صاحبخراج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر