معنی صاحبالحقنة
7 بازدید
[ حِ بُلْ حُ نَ ] (اِخ) لقب ابوالحسین بن کشکرایا. قفطی در تاریخ الحکما او را بدین لقب یاد کرده و در عیون الانباء گوید وی طبیبی عالم و در صناعت طب به فضل و اتقان مشهور بود و در خدمت امیر سیف الدولةبن حمدان میزیست. چون عضدالدوله بیمارستان بغداد را بنا نهاد او را به طبابت آنجا برگزید. او را حقنه ای است که در علاج و دفع قیام کبدی بکار می برد و از این جهت به صاحب الحقنة معروف گشته است. (ج ۱ ص ۲۳۸). و در نامهٔ دانشوران او را ابوالحسن بن کشکرایا ضبط کرده اند و گویند وی زمان الطایع باللّه عباسی و چند تن دیگر از خلفا را درک کرده و از اجلهٔ شاگردان سنان بن ثابت بن قرّه بود و در بدایت امر در موصل و میافارقین میزیست. گویند وقتی امیر سیف الدوله را در میدان جنگ ضربتی بر کمر رسید و بدان سبب مجاری بول وی را آفتی پیدا شد که قوهٔ ماسکه از عمل خود بازماند و اطبا از معالجت آن عاجز گشتند و بعض معتمدین مهارت ابوالحسین را در حضرت سیف الدوله متذکر شد و او طبیب را از موصل بطلبید، صاحب الحقنة پس از رسیدن به حضور امیر حبی را که جزء اعظم آن فرفیون بود ترتیب داد و پس از چند روز استعمال آن امیر را بهبودی حاصل گشت و صاحب الحقنة را به عطایای بسیار بنواخت. (ج ۱ صص ۱۹۴ -۱۹۵).
کلمات همقافیه با «صاحبالحقنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر