معنی صاحبالحضر
6 بازدید
[ حِ بُلْ حَ ] (اِخ) در مجمل التواریخ آرد که چون بلاش بن خسرو خبر یافت که رومیان به شهر پارسیان سپاه خواهند آورد، از ملوک طوایف یاوری خواست و هر کسی او را مال و سپاه بی اندازه فرستاد و قوی گشت، پس صاحب الحضر را که از دست ملوک طوائف بر سرحد روم بود بر ایشان مهتر کرد و پیروزی یافت بر سپاه روم و پادشاه وقت را بکشت. (مجمل التواریخ ص ۶۰).
کلمات همقافیه با «صاحبالحضر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضر» برای سرودن شعر