معنی صابرشاه
6 بازدید
[ بِ ] (اِخ) نام درویشی است که به احمدخان ابدالی وعدهٔ سلطنت داد و وعدهٔ او به حقیقت پیوست. در سفر اخیر نادرشاه به خراسان، در یک منزلی خبوشان، درویش، احمدخان را دید و بی اندیشه ای از سطوت نادری به او گفت که در ناصیه و جبههٔ تو آثار پادشاهی به نظر میرسد، یک توپ کرباس بده تا برای تو خیمه ای چند با سراپرده دوخته و وردی بخوانم که در این زودی سریرآرای تخت سلطنت گردی. (مجمل التواریخ گلستانه ص ۵۹). پس از اخبار این درویش بفاصلهٔ چند روز نادر کشته شد و لشکر افغان در حال مراجعت به قندهار احمدخان ابدالی را به پادشاهی برگزیدند و از آن روز وی احمدشاه درانی خوانده شد. این حکایت با اندک اختلاف در تاریخ احمدشاه درانی و تاریخ سلطانی مذکور است و نام درویش را صابرشاه و از مردم لاهور نوشته اند. (حاشیهٔ مدرس رضوی بر مجمل التواریخ ص ۳۰۰).
کلمات همقافیه با «صابرشاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر