معنی صابرس
5 بازدید
[ ] (اِخ) مؤلف تحفةالملکیه آرد که: قمورث پس از نمرود زمام امور بابل به دست گرفت، و اختراع دارالضرب و ابداع دراهم و دنانیر و حلی از زر و سیم در ایام دولت او وقوع یافت و چون هشتادوپنج سال در اقبال گذرانید به عالم دیگر شتافت و صابرس پادشاه آن ملک شد و در عهد وی رسم مکاییل و موازین پیدا گشت و او هفتادودو سال پادشاهی کرد. آنگاه اطرکرکس بر وی خروج کرد و بر او غالب آمد و او را بکشت و پوست سر وی دباغت کرده بر سر نهاد و بسبب آنکه دو گیسو از آن پوست آویخته بود اطرکرکس را ذوالقرنین گفتند. (حبیب السیر جزء اول از ج ۱ ص ۱۸).
کلمات همقافیه با «صابرس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رس» برای سرودن شعر