معنی شیلان کشیدن
6 بازدید
[ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) اطعمهٔ فراوان فراهم کردن دعوت عدهٔ کثیر یا عام را. عدهٔ کثیری را اطعام کردن. (یادداشت مؤلف). گستردن سفرهٔ طعام. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). تکلف بسیار در مهمانی کردن. به مناسبت امور خیری از قبیل عروسی یا جشن و سروری نظیر ختنه سوران و ولیمهٔ حج و نظایر آن با تشریفات بسیار از مهمانان پذیرائی کردن و مجلسی بسیار آراسته و باتکلف ساختن. (فرهنگ لغات عامیانه). || صورت قابهای طعام را کشیدن. (آنندراج) (ناظم الاطباء): گر مسرفی به رنگ مصور ندیده است بر طاق خانه اش زده شیلان کشیده است. سلیم (از آنندراج). || استفادهٔ تام از مال و نعمتی کردن. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «شیلان کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر