معنی شیفتهوار
7 بازدید
[ تَ / تِ ] (ص مرکب، ق مرکب) دیوانه وار. (یادداشت مؤلف): مطربان بینم گریان و ده انگشت گزان رودها بر سر و بر روی زده شیفته وار. فرخی. برفت یار من و من نژند و شیفته وار به باغ رفتم با درد و داغ رفتن یار.فرخی.
کلمات همقافیه با «شیفتهوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر