معنی شیفتق
6 بازدید
[ تَ ] (معرب، اِ) گِل. گلی که اکنون بنایان «شفته» گویند. (یادداشت مؤلف): مبلغ پنجاه هزار درم استرداد کرده بر خرج عمارت فرهیزها و گل شیفتق صرف نمودند. (از ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۱۷). شکافی پیدا شد و از جی یافتند بسان گوری مرتب و معقود از گل شیفتق لازب در غایت صلابت و سختی. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۱۶). رجوع به شفته شود.
کلمات همقافیه با «شیفتق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تق» برای سرودن شعر