معنی شیطانی کردن
7 بازدید
[ شَ / شِ کَ دَ ] (مص مرکب) شیطنت نمودن (طفل). شوخی و ناآرامی کردن بچه. شیطنت. درجستن و فروجستن و دویدن و فریاد کردن کودک چنانکه طبع کودک است. بازیهای پر داد و فریاد کردن بچه. (یادداشت مؤلف). || محتلم کردن. جنب ساختن : گر عروس فکر بکرم چهره بنماید به خواب جبرئیل عقل را درلحظه شیطانی کنم. ملا فوقی یزدی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «شیطانی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر