معنی شیشک

معنی شیشک

7 بازدید
[ شی شَ ] (اِ) شیشاک و گوسپند یکساله. (ناظم الاطباء) (از برهان). برهٔ شش ماهه را گویند. (انجمن آرا) (آنندراج). برهٔ شش ماهه بزرگتر از برهٔ پروار. برهٔ چاق شش ماهه تا یک ساله. (یادداشت مؤلف). در تداول اهالی خراسان، گوسپند نر که بیش از یک سال عمر داشته باشد. (یادداشت محمدِ پروین گنابادی). به معنی شیشاک است. (فرهنگ جهانگیری): گرگ اغلب آن زمان گیرا بود کز رمه شیشک بخود تنها رود.مولوی. چو کلکش از پی ضبط جهان میان دربست فکند مهر شبان گرگ بر سر شیشک. ابن یمین. || رباب چهارتار. (ناظم الاطباء) (از برهان) (فرهنگ فارسی معین). رجوع به شیشاک شود. || عکه. (ناظم الاطباء) (برهان). || تیهو. شیشاک. شیشوگ. || بیاح. (مهذب الاسماء). نوعی از ماهی. (یادداشت مؤلف). || تیهو را گویند، و آن را شیشاک و شیشو نیز گویند. (از انجمن آرا) (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «شیشک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید