معنی شیشعان
6 بازدید
[ شی شَ ] (ع اِ) یا دار شیشعان. قندول. عراثا. عودالبرق. (گااوبا). درختچه ای است که در کنار رود کرج و نیز در کرمان و خراسان موجود است و گل آن به نام نورالقندول در طب بکار است. (یادداشت مؤلف). درختچه ای است از تیرهٔ گزها از ردهٔ دولپه ایهای پیوسته گلبرگ که شبیه تیرهٔ زیتونیان و ارتفاع آن بین یک تا دو متر است. ساقه اش راست و منشعب و زاویه دار و برگهایش ریز و کوچکند. از اندامهای این گیاه بوی مطبوعی استشمام می گردد. در تداوی برگ و پوست ساقهٔ آنرا بعنوان اشتهاآور و مدر بکار می برند. شیشعان در اکثر نقاط ایران خصوصاً خراسان و کنار رودخانهٔ کرج و آذربایجان می روید. دار شیشعان. قندول. عراثا. عودالبرق. گل این گیاه را در کتب دارویی به نام نورالقندول می نامند. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «شیشعان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر