معنی شیرین سوار
8 بازدید
[ سَ ] (ص مرکب) سوار با حرکات شیرین. سوار شیرین خرام. (از آنندراج): شیرین سوار من چه خبر دارد از جهان مسکین کسی که بیندش از دور در جهان. میرخسرو (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «شیرین سوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر