معنی شیرینگوار
5 بازدید
[ گُ ] (ص مرکب) سریع الهضم. (ناظم الاطباء). خوشگوار. گوارا: نگویم می لعل شیرین گوار که زهر از کف دست او نوش بود.سعدی. تیغ جفا گر زنی ضرب تو آسایش است روی ترش گر کنی ضرب تو شیرین گوار. سعدی. من آن سرچشمهٔ شیرین گوارم که آب زندگانی نام دارم. امیرخسرو دهلوی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «شیرینگوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر