معنی شیرینخرام
7 بازدید
[ خِ / خَ / خُ ] (ص مرکب) آنکه دلپذیرانه می خرامد. (ناظم الاطباء). شیرین رفتار: رسد گر به این سبز شیرین خرام نگردد دگر کاسنی تلخکام. صائب تبریزی (از آنندراج). رجوع به شیرین سوار و شیرین حرکات شود.
کلمات همقافیه با «شیرینخرام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر