معنی شیرینتبسم
6 بازدید
[ تَ بَ سْ سُ ] (ص مرکب) آنکه خندهٔ وی دارای حلاوت باشد. (ناظم الاطباء). با لبخند دلفریب : شیرین تبسمی که مرا راه دل زده ست از موم مهر بر دهن انگبین زده ست. صائب تبریزی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «شیرینتبسم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سم» برای سرودن شعر