معنی شیرین‌آباد

معنی شیرین‌آباد

7 بازدید
(اِخ) دهی است از بخش قلعه زراس شهرستان اهواز. سکنهٔ آن ۱۶۵ تن. آب از چاه و قنات. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
(اِخ) دهی است از بخش رزن شهرستان همدان. سکنهٔ آن ۵۷۱ تن. آب از قنات. راه آن ماشین رو. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
(اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ شهرستان ملایر. سکنهٔ آن ۵۳۹ تن. آب از قنات. صنایع دستی آنجا قالیبافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
(اِخ) دهی است از بخش فرمهین شهرستان اراک. آب از قنات. سکنهٔ آن ۴۷۳ تن. راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).
(اِخ) دهی است از بخش رامیان شهرستان گرگان. آب از چشمه. صنایع دستی آنجا شال و پارچه های ابریشمی و کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
(اِخ) دهی است از بخش گرمی شهرستان اردبیل. سکنهٔ آن ۲۱۷ تن. آب آن از چشمه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
(اِخ) دهی است از بخش حومهٔ شهرستان مهاباد. آب از سیمین رود. صنایع دستی زنان آنجا جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
(اِخ) دهی است از بخش بوانات و سرچهان شهرستان آباده. سکنهٔ آن ۱۲۱ تن. آب از قنات. صنایع دستی آنجا قالیبافی. راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).

کلمات هم‌قافیه با «شیرین‌آباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید