معنی شیرگرم
7 بازدید
[ گَ ] (ص مرکب) هر مایعی که فاتر و نیم گرم باشد. (ناظم الاطباء). نیم گرم و معتدل. (از آنندراج). به گرمی شیر آنگاه که دوشند. وِلَرْم. فاتر. ملایم. نه گرمی گرم و نه سردی سرد. ممهد. فاتره. ملول . (یادداشت مؤلف): پیوسته به آب شیرگرم با روغن بابونه و روغن شست تکمید می کنند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). گفت آبش ده ولیکن شیرگرم گفت لاحول از توام بگرفت شرم.مولوی.
کلمات همقافیه با «شیرگرم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر