معنی شیرگاه
6 بازدید
(اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش سوادکوه شهرستان شاهی. این دهستان در جنوب شاهی و طول درهٔ تالار واقع است و راه آهن شمال از وسط آن می گذرد. مرکز دهستان قصبهٔ شیرگاه است و شمارهٔ دیه های آن ۲۰ است و مهمترین آنها عبارتند از: برنجستانک، کلیج خلیل، بورخیل، بشل. محصول عمدهٔ دهستان برنج و غلات و نیشکر و توتون و سیگار و شغل عمدهٔ اهالی زراعت و تهیهٔ زغال چوب می باشد و زغال چوب اهالی شاهی بیشتر به وسیله سکنهٔ این دهستان تهیه می گردد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).(اِخ) قصبهٔ مرکز دهستان شیرگاه بخش سوادکوه شهرستان شاهی. سکنهٔ آن ۱۰۰۰ تن. آب آن از رودخانهٔ تالاررود و جز آن. اولین ایستگاه از شاهی و تهران و کارخانهٔ قیراندود و تقطیر چوب و دبستان و شعبهٔ جنگلبانی و پاسگاه نگهبانی و ادارهٔ املاک و دفتر پست و متجاوز از پنجاه باب دکان دارد و مرکز حوزهٔ ۸ آمار است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).(اِخ) نام ایستگاه نوزدهم راه آهن شمال میان زیراب و شاهی در ۳۱۴ هزارگزی تهران که در قصبهٔ شیرگاه قرار دارد. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شیرگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر