معنی شیرک کردن
6 بازدید
[ رَ کَ دَ ] (مص مرکب) شیرک ساختن. دل دادن و دلیر کردن و مستولی ساختن. (ناظم الاطباء) (از برهان) (از انجمن آرا) (آنندراج). ایساد. تجری دادن. (یادداشت مؤلف): به خون غمزه ات عشوه را کرده شیرک ثواب شهید تو چشمک بهایت. ظهوری (از آنندراج). رجوع به شیرک شدن شود.
کلمات همقافیه با «شیرک کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر