معنی شیرکوک
7 بازدید
(اِ مرکب) پوست افتاده از مار کلان. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شیرکوک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وک» برای سرودن شعر