معنی شیرکوه

معنی شیرکوه

7 بازدید
(اِخ) دهی است از بخش رودبار شهرستان رشت. سکنهٔ آن ۸۱۲ تن. آب آن از چشمه های محلی. حمام و سه باب دکان دارد و روی ارتفاعات (۴هزارگزی) آن آثار دو قلعهٔ خرابهٔ قدیمی به نام کول و چهل گزچال دیده می شود. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲). || نام کوهی میان رودبار و رشت. (یادداشت مؤلف).
(اِخ) قلهٔ مهم کوههای غربی یزد. به ارتفاع ۳۶۶۰ گز. (از جغرافیای طبیعی کیهان). نام کوهی به یزد. (یادداشت مؤلف). کوهی است در جنوب غربی یزد که قلهٔ آن ۴۰۷۵ گز ارتفاع دارد. وجود همین کوه سبب شده است که در کنار دشتی سوزان و بی آب و علف، یزد و اطراف آن آب و هوایی بسیار خنک و مطبوع داشته باشد. (از فرهنگ فارسی معین).
(اِخ) مکنی به ابوحارث و ملقب به ملک المجاهدین یا ملک منصوربن شاذی بن مردان عم صلاح الدین ایوبی حکمران حمص (از ۵۸۱ هـ . ق.). (یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «شیرکوه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید