معنی شیرپنجه
8 بازدید
[ پَ جَ / جِ ] (اِ مرکب) پنجهٔ شیر. (یادداشت مؤلف). || (ص مرکب) قوی پنجه. (ناظم الاطباء). || (اِ مرکب) کفگیرک. ریش هزارچشمه. قسمی قرحه که با سوراخهای متعدد بر تن آدمی پدید آید، و در قدیم کشنده و بی علاج بود لیکن امروز این بیماری با پنی سیلین در هر مرحله که باشد درمان پذیر است. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شیرپنجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر