معنی شیرپخت
7 بازدید
[ پُ ] (اِ مرکب) روغن کنجد. (ناظم الاطباء). شیربخت : تن وی را به روغنی که اندر وی قبض نباشد چون روغن خیری و روغن شیر پخت تازه بمالند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). گروهی گویند دو روز شکر سوده با روغن شیرپخت تازه می دهند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی ص ۱۶۴). رجوع به شیربخت شود.
کلمات همقافیه با «شیرپخت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خت» برای سرودن شعر