معنی شیرپا
7 بازدید
(ص مرکب) تخت که پایهٔ شیر دارد. که از عاج بود. تخت که پایه های آن مانند پنجه های شیر ساخته شده باشد. (یادداشت مؤلف): فرودآمد ز بام اندر سرایش نشست اندر سریر شیرپایش. (ویس و رامین). ز تخت شیرپا اندرکشیدش میان خاک و خاکستر کشیدش. (ویس و رامین).
کلمات همقافیه با «شیرپا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پا» برای سرودن شعر