معنی شیرونه
8 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ) سعفه و جوششی که بر اندام و روی کودکان برآید. (ناظم الاطباء) (از برهان) (از آنندراج). به معنی شیرینک است. (فرهنگ جهانگیری). شیرینه. شیرینک. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به شیرینه و شیرینک شود. || بیماری سر و دماغ. || جنون. || بیماری در ستور. (ناظم الاطباء) (از برهان) (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «شیرونه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر